به گزارش شهرآرانیوز؛ «وای خدا! صدا چقدر نزدیکه. الانه که اینجا بریزن.» همانطور که جیغ میزند و گریه میکند، دختر پنجسالهاش را در آغوش میگیرد و نوازشش میکند. آرامش به محلهشان برگشته است، ولی هنوز دخترش را به سینه چسبانده و مثلا آرامش میکند. واقعیت امر این است بیشتر از آنکه بخواهد او را آرام کند، درحال آرام کردن خودش است. دخترش هم بهشدت ترسیده، ولی نه بهعلت سروصدای آشوبگران و تیراندازیها بلکه بیشتر واکنشی به رفتار مادرش دارد.
پس از آنکه همهچیز آرام میشود، درباره این رفتار برادرزادهام به او تذکر میدهم. اینکه چه تصویری از آن لحظه در ذهن کودکش برجای گذاشته و چه استرس و اضطرابی به او وارد کردهاست. با اینکه حرفم را میپذیرد، میگوید دست خودش نیست. راست میگوید از بچگی هم همینطور بود. در موقعیتهای خطرزایی مانند آنچه رخ داد، واکنشهای غیرمعقولی از خودش نشان میداد و حالا این رفتارهای مخربش آسیبی جدی برای دختر خردسالش شدهاست.
کودکان برخلاف ما بزرگترها درکی از شرایط حساس کنونی ندارند و هرچیزی میتواند سبب ترس، وحشت و اضطراب آنها شود. البته این را هم میپذیریم که این وضعیت برای بسیاری از والدین جوان ما نیز غریبه و ناآشناست درحدی که نمیدانند چگونه باید آن را مدیریت و با فرزندان خردسالشان برخورد کنند که آسیب کمتری از این اتفاقها ببینند. موضوعی که امروز بهعلت حساسیت زیاد آن میخواهیم یکبار دیگر به آن بپردازیم و گامبهگام شما را برای مدیریت این شرایط همراهی کنیم.
گاهی حرفهایی که میزنیم و رفتارهای شتابزده و نسنجیدهای که داریم، سبب القای ترس در کودکان میشود، برای نمونه به این موارد توجه کنید.
فریاد، گریه یا ترس شدید شما استرس و اضطراب کودک را زیاد میکند.
بیان پیدرپی ترسها و نگرانیهای شخصی شما کودک را بیشتر میترساند.
تغییرات ناگهانی بین پرخاشگری و مهربانی سبب سردرگمی کودک و ترسش میشود.
نگفتن یا دروغ گفتن درباره شرایط بحرانی، نه تنها آرامش، که اعتماد کودکتان به شما را نیز ازبین میبرد.
کشمکش بین شما و همسرتان در این شرایط، حس ناامنی و تنهایی را در کودکتان افزایش میدهد.
نگرانی زیاد شما درباره سلامتی، حس خطر دائمی را در کودکتان ایجاد میکند.
تمرکز فقط بر نیازهای جسمی، کودکتان را از نظر احساسی بیشتر آسیبپذیر میکند.
کودکان نمیتوانند منبع و معنای صداهای بلند و این شرایط بحرانی را بهدرستی درک و تحلیل کنند. درحقیقت هرنوع صدای بلند یا القای ترس از طرف شما میتواند برای آنها نشانه خطر باشد، ازاینرو لازم است که؛
درگام نخست خودتان آرام باشید. کودکان بهشدت نسبت به رفتار و هیجان شما حساس هستند و واکنش نشان میدهند. اگر شما آرام، مطمئن و کنترل شده رفتار کنید، کودکان نیز احساس امنیت میکنند و اضطرابشان کمتر میشود.
درگام بعدی باید با کودک همدلی کنید. همدلی از کارهایی است که سبب کاهش اضطراب کودکان میشود. بهتر است کنار کودکتان بنشینید، دستش را بگیرید، با او تماس چشمی برقرار کنید و جملههای آرامبخش به او بگویید، مانند اینکه «من کنارت هستم و همهچیز خوبه عزیزم.»
خیلی ساده و کوتاه درباره صداها و شرایط توضیح دهید. این کار میتواند به کاهش استرس کودک کمک کند. برای نمونه میتوانید به او بگویید: «این صداها را ممکن است پس از این هرازگاهی بشنوی. چیز مهمی نیستند و بعد هم تمام میشوند.»
بردن کودک به جایی آرام و دلپذیر گام دیگری است که به کاهش اضطراب او کمک بسزایی میکند. برای نمونه میتوانید زمانی که محلهتان ناآرام میشود کودک را به اتاق خودش ببرید و با او بازی کنید یا فعالیت آرامی انجام دهید تا ذهنش مشغول شود.
آموزش روشهای آرامسازی نیز یکی دیگر از شیوههای آرامسازی کودکان در این شرایط است. با این آموزشها به مرور میتوانید به کودک یاد بدهید در چنین شرایطی چگونه عمل کند که آرام شود. برای نمونه به او بگویید در چنین شرایطی چند نفس عمیق دیافراگمی بکشد.
برخی والدین ناآگاهانه و بدون آنکه بخواهند از واژهها و جملههایی در برابر بچهها استفاده میکنند که آسیب روانی زیادی را به آنها تحمیل میکند، مانند
خیلی وقتها نیازی نیست که ما چیزی بگوییم، زبان بدنمان بهاندازه کافی حرف برای گفتن دارد، ازاینرو خیلی باید مراقب زبان بدن درشرایط کنونی بود. منظورمان از زبان بدن مجموعهای از حرکات، حالتها و حالات چهره است که افراد بدون استفاده از کلمات برای انتقال پیامها و برقراری ارتباط با دیگران استفاده میکنند؛ بنابراین درهنگام صحبت با بچهها باید چند قاعده ساده را همواره بهیاد داشتهباشید.